چه کسی پشت مرا می خارد؟

پاراگراف اول از فصی هشتم کتاب

پس از تعطیلات نوروز سال 1355 شمسی، وقتي من حدود شش سال داشتم، پدرم مرا همراه خودش به بانك ملي برد تا با پول عيدي آن سال يك حساب پس انداز بانكي برایم باز کند. وقتی از بانک برمی گشتیم دفترچه‌ی حساب پس انداز در دست خودم بود و از اين بابت خيلي خوشحال بودم. از پدرم پرسيدم: «شما چقدر پول در بانك داريد؟»

او بدون هيچ مكثي گفت: «يك ميليون تومان.»

آن روزها من نمي دانستم يك ميليون تومان چقدر ارزش دارد. براي همين از او پرسیدم: «يعني چقدر؟»

باز بدون هيچ مكثي گفت: «يعني ما تا آخر عمرمان پول داريم كه بتوانيم خوب زندگي كنيم و هيچ نيازي به كار كردن و پول درآوردن نداريم.»

آن روزاز حساب و كتابي كه پدرم براي خودش كرده بود سردرنياوردم. ولي احساس خوبي به من دست داد. شايد آن روز احساس كرده بودم كه ما خانواده‌ی ثروتمندی هستيم. رابرت کیوساکی نويسنده‌ی کتاب معروف پدر پولدار، پدر فقير در كتاب جدیدش به نام شانس دوم: براي پولتان، زندگي تان و اين دنيا از تعريف يك تئوریسین به نام باکی فالر كه ثروت را قابلیت دوام آوردن به مدت X روز دیگر مي داند، الهام گرفته و می‌گوید: «ثروت نسبت مستقیمی با قدرت دارد، شما اگر از امروز کار نکنید، تا چند وقت می توانید به همین روالی که دارید، زندگی کنید؟»

آن روزها پدرم يك خانواده داشت، يك خانه، يك ماشين و یک میلیون تومان پول که تا آخر عمرش کافی بود. اين روزها كه سال 1395 شمسی است و چهل سال از آن خاطره‌ی کودکی می گذرد، پدرم همچنان يك خانواده دارد، يك خانه، يك ماشين و البته به جاي يك میليون تومان پس انداز، ماهانه برابر همین مبلغ را به عنوان بازنشستگي دریافت می کند. آیا پدرم همچنان ثروتمند است؟ مرکز پژوهش های مجلس ایران بر اساس گزارش‌هایش در سال 1395 شمسی خط فقر را برای یک خانواده‌ی ایرانی مبلغ یک میلیون و هشتصد هزار تومان اعلام کرده است. از طرفی یکی از مقامات مرتبط با شورای عالی کار، خط فقر را برابر دو میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان اعلام کرده است. منابع دیگر رقم خط فقر را در همین محدوده اعلام کرده اند که ما می توانیم از مجموع همه‌ی آنها، دومیلیون تومان درآمد ماهانه را برای خانواده های شهری خط فقر در نظر بگیریم. با این تفاسیر پدر من که 40 سال پیش مرد ثروتمندی بود امروز مرد فقیری است. آیا این حرف درست است؟


/ 0 نظر / 20 بازدید