اولین پاراگراف مقدمه کتاب چه کسی پشت مرا می خارد؟

از اولین روزی که شروع به نوشتن این کتاب کردم دوست داشتم عنوان آن را نمی­خواهم مثل خر در گل بمانم بگذارم. زیرا اعتقاد داشته و دارم که این روزها همه­مان، خود را چنان گرفتار کارهایی بی­پایه و بی­اساس کرده­ایم که نتیجه­اش شباهت زیادی به خری در گل فرو مانده، دارد. برای همین از ابتدا،کتاب بر این اساس بنا نهاده ­شد که اگر بخواهیم از این وضعیت – خری در گل مانده - نجات یابیم، بهتر است سلسله مطالبی را که در اینجا نوشته شده، بخوانیم و به کار گیریم. بارها در این کتاب تکرار می­شود که اگر می­خواهید مثل خر در گل نمانید، باید چنین کنید و چنان. وقتی کار نوشتن کتاب به پایان رسید نتیجه‌ی مشورت با چند تن از دوستان این شد که چنین عنوانی در این کشور، برای کتاب مناسب نیست و بهتر است عنوان دیگری انتخاب شود. برای همین ملاحظه­كاري من به عنوان يك نويسنده‌ی ايراني از يك سو، و خودپسندي خواننده‌ی ايراني از سویي ديگر، سبب شد تا برای کتاب عنوان دیگری انتخاب کنم. عنوان چه کسی پشت مرا می­خارد؟ را از این جهت مناسب دیدم که در جای­جای این کتاب یادآوری می­شود که «آینده با تصمیمات خود شما ساخته می­شود» برای همین بدانید کسی جز خود شما پشت شما را نخواهد خاراند. پس من همین ابتدا از تمامي كساني كه اين كتاب را به دست گرفته و قصد خواندنش را دارند عذرخواهی می­کنم؛ چرا که وضعيت زندگي موجود و وادادن در امور روزانه‌ي اصلي و فرعي آن را به مانند خري در گِل فرو رفته تشبيه كرده و در جاي­جاي اين نوشته آن را تکرار کرده­ام. در لغتنامه‌ی­ دهخدا معناي خر در گل ماندن «بيش جُنبيدن نتوانستن» آمده ­است كه به نظر من اين تصوير- خري در گل مانده- می­تواند بهترين و روشن­ترین تصويري باشد که وضعيت زندگي آدم­هاي توخاليِ پُرادعايِ امروزي را نشان دهد. آدم­هايي كه از روی ندانستن چنان خود را گرفتار کرده­اند که به قول عطار «نمی­دانم دگر اینجا به ناچار/چو خر در گل فرو ماندم به یک­بار» و برای رهایی از این گرفتاری هیچ راهی ندارند جز اینکه خود، خود را از این وضعیت رهایی دهند. چون این آشی­ است که خود، برای خود پخته­اند. زیرا «آنچه امروز هستیم به دلیل انتخاب­های دیروز... است» (هفت عادت مردمان موثر، ص82.) پس در همین کتاب تلاش می­­شود تا به خواننده گفته­شود که کسی به جز خود او پشتش را نخواهد خاراند. 

/ 0 نظر / 17 بازدید