چه کسی پشت مرا می خارد؟

شروع فصل دوم را در اینجا بخوانید


یکی قطره باران ز ابری چکید/ خجل شد چو پهنای دریا بدید

که جایی که دریاست، من کیستم؟/گر او هست حقا که من نیستم

چو خود را به چشم حقارت بدهید/صدف در کنارش به جان پرورید

سپهرش به جایی رسانید کار/که شد نامور لولو شاهوار

بلندی از آن یافت کو پست شد/در نیستی کوفت تا هست شد

سعدی


این فصل را با عکس هاي شگفت انگيزی از جهان هستي شروع کردم تا شما را برای پرداختن به بُعدی از زندگی آماده کنم. اگر بپذیرید كه زندگی یک بُعد مادی دارد و یک بُعد معنوی، باید بگویم که کل این کتاب به موفقیت در بُعد مادی کار، تحصیل، ثروت، سلامتی و ... - خواهد پرداخت. اما بُعد مادی به مانند ظرفی است که درون آن محتویات معنوی قرار می گیرد. همان گونه که مولوی می گوید: «میم و واو و میم و نون، تشریف نیست/ لفظ مومن، جز پی تعریف نیست» لازم است اینجا اشاره ای بسیار بسیار مختصر به این بُعد از زندگی كنم. زیرا مباحث اعتقادی و دینی خارج از حوصله‌ی این کتاب و همچنین توان نویسنده اش است. من در اين کتاب قصد دارم به این مساله بپردازم؛ حال که روی این کره‌ی خاکی هستیم شایسته و بایسته است که چگونه زندگی کنیم. و صد البته مطمئن ام نگاه بنیادی و اعتقادی به زندگی و زندگی پس از مرگ که نمونه‌ی بارز و غالب آن ادیان و مذاهب هستند، نه تنها مانع از چنین چیزی نمی شوند بلکه بر آن تاکید هم می کنند.

/ 0 نظر / 29 بازدید